استراتژی منابع انسانی، یک برنامه جامع است که نیروی کار یک سازمان را با اهداف تجاری آن همسو میکند. این برنامه مشخص میکند که چگونه یک شرکت، کارکنان خود را برای دستیابی به اهدافش جذب، توسعه، مشارکت و حفظ خواهد کرد. اساساً، این یک نقشه راه برای مدیریت و بهینهسازی نیروی کار برای دستیابی به موفقیت تجاری است.
آیا شرکت شما استراتژی منابع انسانی دارد؟ که روش دیگری برای پرسیدن این سوال است: آیا به اندازه کافی روی ارزشمندترین دارایی شرکت خود، یعنی کارکنانتان، تمرکز دارید ؟
اگر اینطور نیست، مطمئن نیستید، ممکن است در تلاشهای خود برای جذب و حفظ کارمندان در بازار کار امروز عقب بمانید. علاوه بر این، ممکن است سازمان شما به عملکرد و نتایجی که انتظار دارید دست نیابد.
اجرای استراتژی کسب و کار
برآورده کردن اهداف تجاری
سود خالص خود را افزایش دهید
این استراتژی شرکت شماست برای اینکه چگونه از نیازها و رشد حرفهای تیم خود در طول چرخه عمر کارکنان پشتیبانی کنید و در نهایت، چگونه از افراد خود برای رشد کسب و کار، بهبود بهرهوری و دستیابی به اهداف خاص کسب و کار استفاده کنید.
جذب استعدادهای برتر
نیروی کار خود را توسعه دهید
آموزش نسل بعدی رهبران
ضمن تقویت رابطه بین کارمندان و شرکت خود، آنها را درگیر و ترغیب کنید
حفظ اعضای تیم برای بلندمدت
استخدام و جذب افرادی که شایستگیها و مهارتهای مورد نیاز سازمان شما را دارند؛ با ماموریت، چشمانداز و ارزشهای شما همسو هستند؛ و از نظر فرهنگی با سازمان شما سازگارند.
استخدام افراد مناسب برای نقشهای مناسب، در زمان مناسب
سوار شدن
ایجاد یک فرهنگ کاری مثبت و انسانمحور
مدیریت استراتژیک نیروی کار
افزایش تنوع و شمول
ارائه پاداش و تقدیرنامه
مسیر شغلی
برنامهریزی جانشینی
مدیریت تغییر
هدایت فعالیتها و تلاشهای روزانه کارکنان در جهت مطلوب
توسعه و آموزش نیروی کار شما
شناسایی و پرورش مهمترین شایستگیهایی که شرکت شما در محیط کار امروزی به آنها نیاز دارد
ارتقای مهارت، بازآموزی مهارت و آموزش متقابل کارکنان
استراتژیهای افزایش تعامل
استراتژیهای حفظ مشتری
انتخاب رهبری (شناسایی بهترین عملکردها و تدوین گامهای بعدی آنها)
تقویت تیم رهبری شما
خروج و پیاده شدن از کشتی
منابع انسانی سنتی (HR) مجموعهای از کارکردهای منسجم برای مدیریت کارآمد وظایف ضروری منابع انسانی - مانند مدیریت حقوق و دستمزد و مزایا - است. اینها شیوههای جاافتادهای هستند که با سیاستهای سازمانی همسو بوده و به طور مداوم بهروزرسانی میشوند تا انطباق و ثبات نیروی کار حفظ شود. منابع انسانی سنتی توسط پرسنل منابع انسانی انجام میشود.
از سوی دیگر، استراتژی منابع انسانی، تلاشی بلندمدت و جامع است که با هدف بهرهبرداری از منابع انسانی به نفع کسبوکار و خدمت به رشد حرفهای کارکنان بر اساس اهداف، علایق و استعدادهایشان انجام میشود. اینها راهحلهایی هستند که با دقت بررسی شده و در راستای مأموریت، چشمانداز و ارزشهای محل کار شما و با مشارکت و تأیید رهبری تدوین میشوند. این ابتکارات از نظر اثربخشی مورد نظارت قرار میگیرند و باید برای مواجهه با چالشهای جدید بازار و صنعت تکامل یابند. اجرای موفقیتآمیز استراتژی منابع انسانی مستلزم مشارکت و همراهی همه افراد در سازمان است.
برای بهترین شانس موفقیت پایدار در کسب و کار، به هر دو نیاز دارید.
برای کمک به شرکت شما در حفظ رقابت و پیشی گرفتن از رقبای صنعت.
هدف هر استراتژی تجاری، تدوین یک برنامه عملیاتی برای چگونگی رسیدن سازمان شما به جایگاه مورد نظر است.
برای کارفرمایان، یک استراتژی منابع انسانیِ متفکرانه و بهخوبی اجرا شده، نقشه راهی را تشکیل میدهد که چگونه میتوانند به بهترین شکل از منابع انسانی خود برای دستیابی به اهداف تجاری استفاده کنند.
برای کارمندان، یک استراتژی منابع انسانی نه تنها به آنها تمرکز و جهت میدهد و رشد حرفهایشان را تقویت میکند، بلکه باعث میشود احساس ارزشمندی و حمایت کنند.
به یاد داشته باشید: وقتی روی کارکنان خود سرمایهگذاری میکنید، آنها در موفقیت شرکت شما سرمایهگذاری میکنند و به سفیران برند برای مشتریان و کارمندان آینده تبدیل میشوند. آنها به خوبی به مشتریان شما خدمت میکنند، کار با کیفیتی ارائه میدهند و در اوقات خوب و بد در کنار شما میمانند. این وفاداری و انگیزه میتواند بهرهوری و کارایی کسب و کار شما را افزایش دهد.
یک استراتژی منابع انسانی منجر به نتایج تجاری بهتری میشود.
کاهش مواجهه کسب و کار شما با برخی از خطرات مرتبط با افراد، مانند:
نارضایتی گسترده کارکنان و روحیه ضعیف
بهرهوری و تعامل پایین، که منجر به کاهش عملکرد میشود
سطوح نامناسب استخدام کارکنان
شکافهای رهبری
ارتباط ضعیف
گردش مالی بالا
با جلوگیری از شکافهای مهارتی غیرمنتظره، نیروی کار خود را با نیازهای در حال تحول سازمانتان هماهنگ نگه دارید و در چشمانداز کاری امروز، رقابتی باقی بمانید. به عنوان مثال، شایستگیهای حیاتی برای پرورش در نیروی کار شما عبارتند از:
تفکر استراتژیک
قابلیتهای تصمیمگیری
هوش هیجانی
حل اختلاف
مهارتهای ارتباطی قوی
وقتی کارمندان خوشحال باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که به طرفداران وفادار برند تبدیل شوند، تعهد بیشتری به نقش خود داشته باشند و مسئولیت بیشتری در کار خود بپذیرند، که همه این موارد منجر به خدمات بهتر به مشتری میشود. در نتیجه، مشتریان بیشتری به سازمان شما جذب میشوند.
تمرکز بر آموزش و توسعه همراه با همکاری و ارتباطات، بهرهوری کارکنان، به اشتراکگذاری ایدهها و نوآوری را تشویق میکند.
کارمندان را حفظ کنید و از هزینههای مرتبط با جابجایی و استخدام و آموزش کارمندان جدید جلوگیری کنید. این کار نه تنها در زمان، پول و منابع شرکت شما صرفهجویی میکند، بلکه به جلوگیری از از دست رفتن دانش سازمانی، کاهش بهرهوری و تضعیف روحیه کارکنان نیز کمک میکند.
در اینجا به شما میگوییم که برای داشتن یک استراتژی موفق در زمینه منابع انسانی، چه کارهایی میتوانید انجام دهید.
یک زیرساخت منابع انسانی مستحکم، عملیات شما را تقویت میکند و به عنوان نقطه شروعی برای هر کاری که شرکت شما انجام میدهد، عمل میکند. منابع، سیاستها، سیستمهای فناوری و رویهها، پایه و چارچوبی را ایجاد میکنند که برای پشتیبانی و هدایت تمام فعالیتهای منابع انسانی - از جمله استراتژی منابع انسانی شما - ضروری است.
سیستمهای اطلاعات منابع انسانی (HRIS) یا نرمافزار مدیریت سرمایه انسانی (HCM)
مدیریت استعداد
مدیریت مزایا
انطباق با الزامات مربوط به منابع انسانی
سیستمهای حقوق و دستمزد
سیستمهای آموزشی و پشتیبانی
علاوه بر یک زیرساخت منابع انسانی مستحکم، نقطه شروع اصلی دیگر برای سازمان شما، پرورش فرهنگی است که بر اولویتبندی رفاه، رشد و رضایت کارکنان شما متمرکز باشد - که به عنوان «فرهنگ اولویت با کارکنان» شناخته میشود. اگر استراتژی کارکنان شما غیراصیل به نظر برسد و واقعاً باور نداشته باشند که سازمان شما منافع آنها را در نظر دارد، آنها را قبول نخواهند کرد.
داشتن فرهنگی که در آن کارکنان در اولویت قرار دارند به معنای دادن مزایای باورنکردنی (و گرانقیمت) و هر چیز دیگری که کارمندان بخواهند بدون نیت و هدف معنادار نیست. در عوض، این فرهنگ درباره موارد زیر است:
ایجاد تعادل بین رفاه کارکنان و اهداف تجاری
ارزیابی دقیق چگونگی تأثیر تصمیمات مرتبط با افراد بر نیروی کار
شناخت ارزش و پتانسیل هر فرد برای پیشبرد رشد و نوآوری
ترویج احترام، ارتباط آزاد و مراقبت واقعی از دیگران
استراتژی منابع انسانی مجموعهای از اهداف نیست که بر چند حوزه از عملیات منابع انسانی - مانند استخدام، مزایا یا آموزش - تأثیر بگذارد. این یک فلسفه زنده است که هر مرحله از چرخه عمر کارکنان شما را تحت تأثیر قرار میدهد.
با یک رویکرد متفکرانه و سیستماتیک نسبت به افرادی که به کسب و کار شما قدرت میدهند، شروع کنید. هنگام تدوین استراتژی منابع انسانی خود، موارد زیر را در نظر بگیرید:
اندازه کسب و کار
اهداف تجاری
بودجه
منافع کارکنان (در ادامه بیشتر در این مورد صحبت خواهیم کرد)
استراتژی منابع انسانی شما باید واقعبینانه، قابل دستیابی و پایدار باشد - چیزی که کارمندان با اشتیاق آن را بپذیرند و شما بتوانید آن را در طول زمان اندازهگیری و حفظ کنید.
بدون موافقت و حمایت رهبری، استراتژی منابع انسانی شما با شکست مواجه خواهد شد.
جلسهای با رهبری ترتیب دهید که در آن از آنها خواسته شود برداشتهای خود را از فرهنگ محیط کار و کارکنان شرح دهند. آنها را ترغیب کنید تا در مورد ویژگیهای سطح بالای کارکنان و همچنین مشاهدات دقیقتر، مانند نحوه برگزاری جلسات، نحوه تعامل همکاران یا حتی اینکه آیا کارکنان به موقع به محل کار میرسند یا خیر، فکر کنند. مهم است که همه تا حد امکان تصویر جامعی از نیروی کار به دست آورند.
همچنین میتوانید از تجزیه و تحلیل افراد برای اطلاعرسانی در مورد گفتگو، از جمله ارقام مربوط به گردش مالی و حفظ کارکنان، استفاده کنید.
همچنین بحث کنید:
چگونه به اهداف تجاری خود دست مییابید؟
کارمند شما چگونه در دستیابی به اهداف نقش دارد؟
چه چیزی برای شرکت شما مهم است؟
بدون شک، رهبری باید:
بر سر ماموریت، چشمانداز و ارزشهای شرکت که در نهایت به عنوان نیروی هدایتکننده استراتژی منابع انسانی شما عمل میکنند، به توافق برسید.
طرح تعامل، ارتباطات، نظارت بر عملکرد و تمام برنامههایی که از کارمندان در طول دوران تصدیشان - از جذب نیرو تا پیشرفت شغلی مداوم - پشتیبانی میکنند را تصویب کنید.
این گفتگوها باید در محیطی انجام شود که زمینهساز گفتگوی آزاد و مشارکت بدون قضاوت باشد. رهبران باید احساس کنند که میتوانند در برابر یکدیگر آسیبپذیر باشند و افکار صادقانه خود را به اشتراک بگذارند.
وقتی فهمیدید مدیران چه فکری میکنند، حالا باید بفهمید کارمندان چه فکری میکنند - و مشخص کنید که آیا شکافی در ادراک بین رهبری و کارمندان وجود دارد یا خیر. این کار دیدگاه شما را نسبت به تجربه کارمندان متعادل و کامل میکند.
بعلاوه، وقتی از کارمندان دعوت میشود تا در تدوین یک استراتژی منابع انسانی مشارکت کنند و احساس کنند که نظرشان ارزشمند است، احتمال بیشتری دارد که در آن مشارکت کنند.
نظرات کارمندان را میتوان از طریق نظرسنجیها یا گروههای کانونی دریافت کرد. برای کارمندان دائمی، میتوانید مصاحبههای مربوط به مدت زمان ماندگاری آنها در سازمان را نیز انجام دهید تا بفهمید چرا مدت زیادی در سازمان ماندهاند. در صورت امکان، برای هماهنگی و سهولت مقایسه، پرسیدن همان سوالات یا سوالات مشابهی که از رهبری پرسیدهاید از کارمندان مفید خواهد بود.
هنگام تعامل با کارمندان، شفافیت را رعایت کنید و از قبل به آنها اطلاع دهید که رهبران شرکت علاقهمند به یافتن اطلاعاتی مانند موارد زیر هستند:
برداشت کارکنان از شرکت و فرهنگ آن
آنچه کارمندان برای موفقیت نیاز دارند
اینکه چگونه احساس میکنند در موفقیت شرکت نقش دارند
چگونه میخواهند توسعه یابند
از نظر آنها کدام شایستگیها از قلم افتادهاند؟
شرکت چه کارهای دیگری میتواند برای بهبود تجربه کارکنان انجام دهد؟
تأکید کنید که این یک بازی برد-برد برای سازمان و کارمندان است - شرکت برای آنها ارزش قائل است، میخواهد روی آنها سرمایهگذاری کند و فرصتهای بیشتری برای توسعه و رشد به آنها میدهد. هرچه کارمندان را بیشتر در این فرآیند درگیر کنید، بیشتر به شما اعتماد میکنند و بازخوردهای ارزشمندی را به اشتراک میگذارند.
در غیر این صورت، افراد معمولاً از اینکه برای مصاحبه با نمایندگان منابع انسانی فراخوانده شوند، عصبی میشوند. در غیاب هرگونه ارتباط دیگر، کارمندان ممکن است نگران باشند که اتفاق منفی در سازمان در حال رخ دادن است و شغل آنها در معرض خطر قرار گیرد.
علاقهمند به یافتن اطلاعاتی مانند موارد زیر هستند:
برداشت کارکنان از شرکت و فرهنگ آن
آنچه کارمندان برای موفقیت نیاز دارند
اینکه چگونه احساس میکنند در موفقیت شرکت نقش دارند
چگونه میخواهند توسعه یابند
از نظر آنها کدام شایستگیها از قلم افتادهاند؟
شرکت چه کارهای دیگری میتواند برای بهبود تجربه کارکنان انجام دهد؟
تأکید کنید که این یک بازی برد-برد برای سازمان و کارمندان است - شرکت برای آنها ارزش قائل است، میخواهد روی آنها سرمایهگذاری کند و فرصتهای بیشتری برای توسعه و رشد به آنها میدهد. هرچه کارمندان را بیشتر در این فرآیند درگیر کنید، بیشتر به شما اعتماد میکنند و بازخوردهای ارزشمندی را به اشتراک میگذارند.
در غیر این صورت، افراد معمولاً از اینکه برای مصاحبه با نمایندگان منابع انسانی فراخوانده شوند، عصبی میشوند. در غیاب هرگونه ارتباط دیگر، کارمندان ممکن است نگران باشند که اتفاق منفی در سازمان در حال رخ دادن است و شغل آنها در معرض خطر قرار گیرد.
نگاهی به یافتههای کلیدی مصاحبههای کارمندان خود بیندازید، اما به همین اکتفا نکنید. درک مجموعه وسیعتری از دادهها، گامی حیاتی در تدوین استراتژی منابع انسانی است که هم اهداف کارمندان و هم اهداف کسبوکار را برآورده کند.
بالاترین و پایینترین عملکرد : این میتواند سلیقهای باشد، اما اگر از عملکرد بهترین و بدترین کارکنان خود ایدهای داشته باشید، میدانید که کدام حوزهها نیاز به پرورش دارند و چگونه از نیروی کار مورد نیاز کسبوکار خود حمایت کنید.
سطح مشارکت : عملکرد، حضور، میزان مشارکت و بهرهوری، همگی راههای خوبی برای ارزیابی سطح مشارکت کارکنان هستند و به شما مبنایی برای تعیین میزان رضایت یا نارضایتی نیروی کارتان میدهند.
نرخ ماندگاری و گردش مالی : با نگاهی به اعداد، آیا میتوانید وجه مشترکی بین کسانی که میمانند یا میروند، پیدا کنید؟ دلیل این امر را تحلیل کنید.
اگر به دنبال فهرستی از الف تا ی هستید که همه چیز را در یک استراتژی بینقص بگنجاند، چنین فهرستی پیدا نخواهید کرد - چنین فهرستی وجود ندارد، زیرا یک نسخه برای همه مناسب نیست.
خبر خوبی است! فرمول استانداردی وجود ندارد. بهترین استراتژی منابع انسانی که میتوانید برای کسبوکارتان ایجاد کنید، استراتژیای است که بهطور خاص برای کسبوکارتان طراحی شده باشد.
اینجا جایی است که شما تمام اطلاعاتی را که تاکنون جمعآوری کردهاید، جمعآوری میکنید و تصمیم میگیرید که تمرکز خود را به کجا محدود کنید و:
مشخص کنید که در هر زمینه میخواهید به چه چیزی برسید.
مشخص کنید که موفقیت در سطح فردی، بخشی و سازمانی چگونه به نظر میرسد.
به کارمندان اطلاع دهید که در چه جایگاهی قرار دارند.
مشخص کنید که چگونه موفقیت را اندازهگیری خواهید کرد.
برای نظارت بر عملکرد، ارائه بازخورد حمایتی، جشن گرفتن موفقیت و حفظ شتاب، طبق یک برنامه منظم پیش بروید.
فراموش نکنید که انعطافپذیر باشید. حتی بهترین برنامههای تدوینشده هم ممکن است در همان بار اول به تمام اهداف مورد نیاز نرسند. سعی کنید استراتژی بهینه را به کار بگیرید، اما در صورت لزوم، در تغییر مسیر و ایجاد تغییرات لازم در طول مسیر تردید نکنید.
کارمندان شما میخواهند موفق شوند. آنها میخواهند بدانند که چه کاری میتوانند انجام دهند تا به موفقیت شرکتشان، پیشرفت شغلیشان و کسب احترام شما کمک کنند. ابلاغ زودهنگام، واضح و منظم استراتژی منابع انسانی، مشارکت فعال و مشارکت را تضمین میکند.
این میتواند شبیه این باشد:
بحثهای همهجانبه در مورد هرگونه هدف اصلی.
بحثهای تحت هدایت مدیر با تیمهای کوچکتر.
آموزشهای تیمی که بر عناصر خاصی از برنامهها تمرکز دارند.
حتی نظرسنجیهای کارمندان و حلقههای بازخورد، راه خوبی برای حفظ ارتباطات و تشویق گفتگوهای دو طرفه در مورد هرگونه چالش یا مانع هستند.
در این مرحله، شما مزایای تدوین استراتژی منابع انسانی را درک میکنید، اما هنوز هم ممکن است وسوسه شوید که آن را به تعویق بیندازید. ما متوجه هستیم. ممکن است همین الان هم احساس کنید که زیر بار انبوهی از وظایف وقتگیر منابع انسانی مدفون شدهاید، طوری که نمیتوانید کار دیگری اضافه کنید.
خبر خوب؟ لازم نیست تنها بروید. برونسپاری این مسئولیتهای منابع انسانی به یک سازمان کار فرمای حرفهای (PEO) میتواند:
یک زیرساخت منابع انسانی آماده به کار در اختیار شما قرار میدهد و وظایف تاکتیکی و وقتگیر منابع انسانی را که باید انجام شوند، برایتان انجام میدهد.
رعایت اصول را حفظ کنید.
در جذب و جذب استعدادها کمک کنید.
برنامههای آموزشی و توسعهای ارائه دهید.
ارائه پشتیبانی مدیریت عملکرد.
مجموعهای از ابزارهای اضافی و راهنماییهای مبتنی بر بهترین شیوهها را برای تدوین یک استراتژی جامع و معنادار منابع انسانی و کمک به پیشبرد آن در اختیار شما قرار میدهد.
در کنار یک زیرساخت منابع انسانی مستحکم، یک استراتژی قوی منابع انسانی برای توانایی شرکت شما در جذب، توسعه، آموزش، تعامل و حفظ نیروی کار با استعداد بسیار مهم است که همه اینها بر دستیابی به هدف و موفقیت کلی نیروی کار و کسب و کار شما تأثیر میگذارد. یک استراتژی منابع انسانی ، هم به کارفرمایان و هم به کارمندان تمرکز و جهت مشخصی را برای پیشرفت میدهد. هم چنین میتواند رابطه بین هر دو طرف را تقویت کند. در اینجا، مراحلی را که باید برای شروع دنبال کنید، شرح دادهایم. یک PEO میتواند در اجرای زیرساخت منابع انسانی و استراتژی منابع انسانی شما کمک کند.